هرچند One mini در طراحی و مشخصات تا حد نسبتاً زیادی به برادر بزرگ خود شباهت دارد، اما تفاوت های قابل ملاحظه ای نیز بین این دو گوشی به چشم می خورد. با وجوی که بدنه One mini یکپارچه به نظر رسیده و با دارا بودن وجه پشتی آلومینیومی از صلابت خاصی برخوردار است، اما بر خلاف برادر بزرگتر، خبری از فلز جلاداده شده در کناره های گوشی نیست و این کناره ها از جنس ارزانتر پلیکربنات ساخته شده. بنا به گفته اچ تی سی ساخت گوشی One mini با توجه به کوچکتر بودن آن ساده تر از One است که به نوبه خود در کنار قابلیت های پائین تر می تواند به کاهش قیمت این گوشی کمک نماید.
با دارا بودن چیپ ست Snapdragon 400 کوالکام مشتمل بر پردازنده دو هسته ای 1.4 گیگاهرتزی Krait 300 و واحد پردازش گرافیکی Adreno 305 می توان انتظار توان پردازشی مناسبی را از One mini داشت که البته در قیاس با One که به Snapdragon 600 با پردازنده 4 هسته ای 1.7 گیگاهرتزی و واحد چردازش گرافیکی Adreno 320 مجهز است باز هم نمی تواند عرض اندام کند. One mini به RAM یک گیگابایتی (نصف RAM گوشی One) و حافظه داخلی 16 گیگابایت (که تقریباً 11 گیگابایت آن در اختیار کاربر خواهد بود) مجهز است و امکان افزودن حافظه از طریق کارت حافظه نیز در آن وجود ندارد.
One mini از یک صفحه نمایش 4.3 اینچی با رزولوشن 720x1280 پیکسل که تراکم مناسب 341 پیکسل در اینچ را به دست می دهد بهره می برد که باز هم در مقابل صفحه نمایش 4.7 اینچی One با رزولوشن 1080x1920 و تراکم 469 پیکسل در اینچ حرف چندانی برای گفتن ندارد. صفحه نمایش One mini از نوع Super LCD2 است و پوشش محافظ Corning Gorilla Glass 3 ضامن مقاومت آن در مقابل خط و خش خواهد بود.
طبق گفته اچ تی سی گوشی One mini از سیستم تصویربرداری مشابه با HTC One بهره می برد. بدین ترتیب این گوشی نیز از HTC Image Sence و دوربین 4 مگاپیکسلی با سنسور UltraPixel برخوردار است که بنا به گفته اچ تی سی می تواند تا 300 درصد بیشتر از دوربین اسمارت فون های متداول نورگیری نماید. البته یک کاستی دوربین One mini مجهز نبودن به تثبیت کننده تصویر اپتیکال است که در شرایط نوری بد می تواند به کاهش کیفیت تصویر یا کند شدن سرعت شاتر بینجامد.
فلش هوشمند One mini نیز همانند فلش One به طور خودکار بر اساس فاصله سوژه تا دوربین یکی از 5 سطح مختلف نوردهی را به کار می برد. با HTC Zoe نیز امکان فیلمبرداری سه ثانیه برای ثبت لحظات به صورت متحرک برای کاربر فراهم شده است.
One mini از فیلمبرداری فول اچ دی 1080p با سرعت 30 فریم پشتیبانی می کند و مجهز به قابلیت HDR Video (دامنه داینامیک بالا) است که فیلم برداری با کیفیت مناسب در صحنه هایی که گستره نوری وسیعی را دارند (تاریکی و روشنایی زیاد در کنار هم) میسر می سازد. Video Highlights امکان تهیه فیلم های 30 ثانیه ای را بدون نیاز به مهارت و در اختیار داشتن نرم افزارهای ویرایش ویدیو به راحتی در اختیار کاربر One mini قرار می دهد.
در One mini نیز شاهد به کار گیری فناوری BoomSound اچ تی سی هستیم. اسپیکرهایی مشابه با اسپیکرهای One در بالا و پائین سطح رویی One mini خودنمایی می کند که با توجه به مجهز بودن به تقویت کننده داخلی و بهره گیری از فناوری Beats Audio می توان صدای استریو شفاف و بلندی را از One mini انتظار داشت.
گوشی HTC One mini به نسخه 4.2.2 سیستم عامل اندروید گوگل -- ملقب به جلی بین -- مجهز است و از نسخه 5 واسط کاربر HTC Sence بهره می برد. بدین ترتیب شاهد خودنمایی نیوز اگریگیتور Blink Feed با بیش از 1,400 منبع محتوا و خبر (که البته برای بازارهای مختلف متفاوت خواهد بود) بر روی نخستین صفحه خانگی این گوشی هستیم.
امکانات ارتباطی گوناگونی نظیر بلوتوث 4، ارتباط بی سیم DLNA برای استریم نمودن ویدیو به تلویزیون و کامپیوتر های سازگار، +GPS و GLONASS برای گوشی One mini در نظر گرفته شده و بر خلاف گوشی One که در برخی از بازارها با قابلیت ارتباطات نزدیک برد (NFC) عرضه می شود به نظر می رسد که چنین گزینه ای برای One mini در نظر گرفته نشده است.
HTC One mini از پشتیبانی انواع شبکه های 3G ،2G و 4G (ارتباطات سریع LTE) با گستره وسیعی از فرکانس ها برخوردار است که تقریباً این گوشی را با هر بازاری سازگار می کند.
اسمارت فون زیبای One mini در دو رنگ نقره ای و مشکی از ماه آگوست 2013 (نیمه دوم مرداد 1392 به بعد) در برخی بازارها با قیمت تقریبی 449 یورو عرضه خواهد شد. عرضه گسترده تر این محصول از ماه سپتامبر صورت خواهد گرفت.
در کل می توان گفت که عرضه One mini توسط اچ تی سی مکمل خوبی برای عرضه One خواهد بود و می تواند به جذب گستره وسیع تری از کاربران به این کمپانی بینجامد. شاید بتوان HTC One mini را به نوعی پاسخی به عرضه Galaxy S4 mini با صفحه نمایش 4.3 اینچی توسط سامسونگ دانست و بدین ترتیب جبهه رقابت دو کمپانی نیز وسیع تر از قبل خواهد شد.
رایامحک پردازش
بررسی 6 جریان تأثیرگذار بر شبکههای آینده ماهنامه شبکه - خرداد 1392 شماره 145
منبع: آرستکنيکا ترجمه: احمد شريفپور
اشاره: ماهنامه شبکه - مراکز داده سازمانی در حال تجربه تغییری اساسی هستند. تغییری که مشابه آن از زمان جایگزین شدن مینفریمها با سرورهای اینتلی، دیده نشده بود. موضوع تنها پلتفرم سرور نیست. کل زیرساخت این مراکز داده از پایین تا بالا دستخوش تغییر خواهد شد ...
مراکز داده سازمانی در حال تجربه تغییری اساسی هستند. تغییری که مشابه آن از زمان جایگزین شدن مینفریمها با سرورهای اینتلی، دیده نشده بود. موضوع تنها پلتفرم سرور نیست. کل زیرساخت این مراکز داده از پایین تا بالا دستخوش تغییر خواهد شد چراکه کاربریهای مختلف این مراکز داده در حال مهاجرت به سمت ابرهای خصوصی و عمومی هستند، شبکهها سریعتر میشوند و مجازیسازی به چیزی طبیعی تبدیل شده است. همه این تحولات به این معنی است که مراکز داده آینده با نمونههای کنونی به شدت متفاوت خواهند بود. پردازندهها، سیستمها و فضای ذخیرهسازی بهتر با یکدیگر یکپارچه و بیش از پیش مجازی خواهند شد. همچنین بهتر میتوانند از شبکههای بهتر و پهنای باند اینترنت استفاده کنند. پیشرفتهای حاصل در شبکهها در قلب تمام این تغییرات قرار دارند. در این نوشتار به بررسی 6 جریانی خواهیم پرداخت که نیروی محرکه انقلاب نسلبعدی مراکز داده را تأمین میکنند و میبینیم که دستاندرکاران IT و حتی استفاده کنندگان نهایی برای کسب آمادگی لازم برای روبهرویی با این تغییرات به چه اقداماتی نیاز دارند. شبکههای نرمافزاری با سرمایهگذاری فراوان سازمانها در زمینه مجازیسازی و ابرهای ترکیبی (Hybrid Clouds) یک جای کار هنوز میلنگد: امکان تخصیص سریع اتصالات شبکه در هنگام کار سیستمها. در بیشتر مواقع این موضوع به دلیل مشکلات سیاستگذاری یا روندهای اجرایی به وجود میآید. قسمتی از این مشکل را میتوان با ایجاد زیرساخت شبکه مجازی برطرف کرد. این زیرساخت میتواند بهسادگی در هنگام برپاسازی یک SAN یا سرور به آن تخصیص داده شود. ایدهای که در پس این شبکه تعریف شده با نرمافزار یا SDN (سرنام Software Defined Network) وجود دارد، چندان جدید نیست. در واقع عمر این اصطلاح از یک دهه هم بیشتر است. یکی از تعاریف کارآمد SDN جداسازی عملکردهای دادهای و عملکردهای کنترلی روترها و سایر زیرساختهای لایه دوم شبکههای معمولی با استفاده از یک رابط برنامهنویسی است. بیشتر روترها و تجهیزات شبکه کنونی این دو عملکرد را با هم ادغام میکنند. این امر تنظیم زیرساخت شبکه؛ در هنگام افزودن دهها یا صدها ماشین مجازی جدید به مرکز داده، را به کاری بسیار دشوار تبدیل میکند. در چنین شرایطی با افزوده شدن هر سرور مجازی جدید، باید آدرسهای شبکه، قوانین فایروالها و سایر پارامترهای شبکه را تنظیم کرد. اگر بنا باشد این تنظیمات به صورت دستی انجام شوند، به زمان بسیار زیادی نیاز خواهند داشت و برای افزودن دهها یا صدها ماشین مجازی در یک زمان مقیاسپذیر نیستند. خودکار کردن این تنظیمات چندان راحت نبوده است. هرچند برخی تولیدکنندگان تجهیزات شبکه ابزارهایی ابتدایی را برای این کار عرضه کردهاند، این ابزارها مشکلدار و اغلب اختصاصی بودهاند. بسیاری از دپارتمانهای IT از LAN مجازی استفاده میکنند تا بتوانند شبکه فیزیکی را به بخشهای کوچکتری تقسیمبندی کرده و مدیریت بهتری روی بهینهسازی ترافیک و سایر تنظیمات داشته باشند. اما vLANها نیز به درستی مقیاسپذیر نیستند. در مقیاس بالا حجم عظیم دادهای که جابهجا میشود مدیریت بخشهای مختلف را با فشار بیشتری روبهرو میکند. پایههای نوین SDN حاصل تلاشهای دو استاد علوم کامپیوتر است. نیک مککون (Nick McKeown) از استنفورد و اسکات شنکر (Scott Shenker) از برکلی به همراه برخی از دانشجویانشان این مفهوم را از نو تعریف کردند. پروژه آنها اتان (Ethane) نام داشت و حدود 15 سال پیش شروع شده بود. هدف این پروژه افزایش امنیت شبکه با استفاده از یک سری پروتکل مبتنیبر جریان داده (Flow-based) بود. یکی از دانشجویان درگیر در این پروژه مارتین کاسادو (Martin Casado) بود که یکی از نخستین استارتآپها را برای کسب درآمد از SDN تأسیس کرد. او در سال 2012 شرکتاش را به VMware فروخت. یکی از مهمترین دستاوردهای این پروژه ایجاد پروتکل جدیدی برای شبکه با نام OpenFlow بود. در حال حاضر، گوگل و فیسبوک نیز به استفاده از این پروتکل در امور مرتبط با مراکز داده روی آوردهاند. بنیادی نیز برای ترویج و راهبری فرآیندهای استاندارد مهندسیسازی این پروتکل تأسیس شده است که Open Networking Foundation نام دارد (شکل4).
شکل 4: توپولوژی Openfloew با استفاده از OpenFlow میتوان به شیوهای قابلبرنامهریزی روی چگونگی راهاندازی و از کار انداختن شبکهها براساس افزایش یا کاهش تعداد ماشینهای مجازی دست یافت. تعیین مشخصات دقیق برای این رابطهای برنامهنویسی مدیریت شبکه، کلید موفقیت SDN و OpenFlow است. اکنون که پای VMware نیز به OpenFlow باز شده است، به نظر میرسد باید منتظر محصولات بیشتر و پشتیبانی بهتری برای آن باشیم. همچنین، شاید تا زمانی که استانداردها تعیین نشده باشند، برخی شرکتها نمونههای جایگزینی را هم معرفی خواهند کرد. SDN هماکنون برای یک مورد خاص بسیار مفید است: تنظیمات ابرهای ترکیبی (Hybrid Cloud)، یعنی جایی که برخی سرورهای شما در سازمان خودتان مستقر باشند و برخی در مراکز داده یا سرورفارمهای یک سرویسدهنده دیگر. درست به همین دلیل است که گوگل (و البته دیگران) از آنها برای اتصال تعداد زیاد سایتهای بینالمللیشان استفاده میکنند. با OpenFlow آنها میتوانند به ظرفیتهای جدیدی در سرتاسر جهان دست پیدا کنند و تمام این ظرفیت را مانند یک مرکز داده واحد مورد استفاده قرار دهند. با این همه، SDN نوشداروی تمام مشکلات نیست. در حال حاضر شاید برای مدیران IT بهتر باشد که تنظیمات و راهاندازی شبکهها را به صورت دستی انجام دهند تا بخواهند تمام زیرساخت موجود را دور ریخته و از تجهیزات جدید سازگار با SDN استفاده کنند. تولیدکنندگانی که سهم عمدهای در بازار تجهیزات زیرساخت شبکه دارند، هنوز از SDN و OpenFlow عقب هستند یا به سمت آن نمیروند. یک دلیل شاید این باشد که SDN را تهدیدی برای کسبوکار فعلیشان به شمار میآورند. البته با معمولتر شدن SDN و کاملتر شدن پروتکلها این وضعیت بهیقین تغییر خواهد کرد.
پشتیبانگیری بهعنوان سرویس در حالی که امور بیشتر و بیشتری به سرویسهای وبی واگذار میشوند، یکی از چالشهای اصلی هنوز قابلیت پشتیبانگیری از طریق اینترنت است. چنین امکانی در بعضی موارد بسیار مفید خواهد بود. به عنوان نمونه، میتوان به بازیابی دادهها بعد از وقوع حوادث طبیعی، بازیابی سریع پس از خرابی در سرویسهای ابری یا برونسپاری کردن فرآیند پشتیبانگیری به سایر خدماتدهندگان اشاره کرد. موارد دیگری نیز در این امر تأثیرگذار هستند. نخست اینکه ایجاد یک مرکز داده در محلی به خارج از سازمان هزینه زیادی دارد و نیازمند نیروی متخصص و برنامهریزی زیادی است. اما با راهاندازی آن شرکت میتواند بلافاصله پس از وقوع حوادث دوباره شبکه و جریان دادههای خود را بازیابی کند. با همکاری خدماتدهندگانی مانند Trustyd.com که سرویسهای مدیریتی را فراهم میکنند و تولیدکنندگان تجهیزاتی مانند QuorunLabs راههای بهتری هم وجود دارد. این راه بهتر «پشتیبانگیری به عنوان سرویس» است (شکل5).
شکل 5: معماری سیستم QuorumLabs؛ این شکل نشان میدهد که این سیستم چگونه میتواند سرورهای ویندوزی را از طریق اینترنت تکثیر کرده یا از آنها پشتیبان بگیرد. هر دوی این شرکتها تجهیزات پشتیبانگیری از راهدور (البته، با شیوه کار متفاوت) را به فروش میرسانند. تجهیزات Trustyd در ابتدا به شبکه محلی شما متصل شده و پشتیبانهای اولیه را با سرعت بالا تهیه میکنند. این یکی از محدودیتهای هر سرویس پشتیبانگیری ابری است. چراکه ایجاد نسخههای پشتیبان اولیه نیازمند ارسال حجم عظیمی از اطلاعات از طریق اینترنت است. این کار ممکن است به روزها یا هفتهها زمان نیاز داشته باشد. هنگامی که این کپی اولیه ساخته شد، تجهیزات به محلی خارج از سازمان منتقل شده و از طریق اینترنت با شبکه همگام و بهروز میشوند. تجهیزات Quorum با اجرای کپیهای مجازی سرورهایی کار میکنند که در خارج سازمان نگهداری میشوند و با سرورهای فیزیکی داخل مرکز داده سازمان سینک میشوند. هر اتفاقی که برای مرکز داده یا اتصال اینترنتی آن بیافتد، سرورهای مجازی میتوانند بهسادگی و در چند دقیقه آنلاین شوند. این تنها یکی از جنبههای مشکلات احتمالی در «پشتیبانگیری به عنوان سرویس» است! موضوع دیگر درک «اشکالات مربوط به کلاود» (cloud-base failure) است و این که چنین مشکلی چه تأثیری ممکن است بر عملیات در حال اجرا داشته باشد. با توجه به اینکه شرکتهای بیشتری به مجازیسازی زیرساختهای مرکز داده روی آوردهاند و برنامههای مبتنیبر کلاود بیشتری را توسعه میدهند، تشخیص اینکه نقاط آسیبپذیر سیستم کدامها هستند و درک چگونگی برطرف کردن آنها از اهمیت زیادی برخوردار است. درک اینکه کدام ماشین مجازی به کدامیک از ماشینهای دیگر وابسته است و اینکه چگونه باید سرویسها را با ترتیب خاصی از نو راهاندازی کرد، نیاز به برنامهریزیهای دقیق و دشواری دارد. یک ایده جالب سیستمی است که نتفلیکس پیاده کرده است. این شرکت مجموعهای از ابزارها را توسعه داده است که Chaos Monkey نامیده میشوند و بهتازگی نیز بهصورت عمومی منتشر شدهاند. نتفلیکس یکی از بزرگترین مشتریان سرویسهای وب آمازون است و برای اطمینان از این که میتواند به عرضه خدماتش ادامه دهد، بهصورت پیوسته و از روی عمد برخی قسمتهای زیرساخت آمازونیاش را از کار میاندازد. Chaos Monkey بهصورت دائم Auto Scaling Groupهای آمازون را اسکن کرده و ماشینهای مجازی متعددی را در یک گروه خاص از کار میاندازد. نتفلیکس کدهای منبع این برنامه را روی گیتهاب منتشر کرده و مدعی شده است که با کمترین تلاش میتوان این کدها را برای کار روی هر خدمات دهنده ابری دیگری بازطراحی کرد. اگر شما از ASG آمازون استفاده نمیکنید، این موضوع شاید مشوقی برای روی آوردن به این سرویس باشد. این سرویس یک ابزار اتوماسیون قدرتمند است که و به شما کمک خواهد کرد نسخههای جدیدی از سرورهایتان را با افزایش بار کاری به راه بیاندازید یا نسخههای بیکار را خاموش کنید. حتی اگر پیادهسازی ابری شما سبک باشد، ممکن است در شرایطی نیاز به توان پردازشی بیشتری داشته باشید و در این شرایط بهتر است برای رفع مشکل به توانایی برنامهنویسی خودتان اکتفا نکنید و حتی محتاج متخصصان IT نیز نشوید. ASG مدیریت بارهای پردازشی متغیر به کمک سرویسهای AWS آمازون را بسیار ساده میکند. Chaos Monkey گام بعدی در انقلاب سرویسهای ابری و اتوماسیون شما است. ایده این است که این برنامه را برای چند ساعت محدود اجرا کنید و در این مدت مهندسان نیز برای برطرف کردن مشکلاتی که این برنامه با از کار انداختن ماشینهای مجازی در خدمات ابری شما بهوجود میآورد، آماده باشند و تواناییهای خود را محک بزنند.
فایروالهای حساس به برنامه فایروال فناوری شناختهشدهای است، اما چندان هوشمند نیست! سازمانهای مدرن به درک عمیقتری از تمام برنامهها و کارکردهایی که روی شبکههایشان در جال انجام است احتیاج دارند. به این ترتیب، بهتر میتوانند سازمان را کنترل کرده و از آن دفاع کنند.در روزهای نخست فعالیت نسل اول فایروالها پاسخ دادن به پرسشهایی که در ادامه آمده است بسیار دشوار بود: آیا کاربران فیسبوک حجم زیادی از پهنای باند شرکت را مصرف میکنند؟ آیا کسی در حال ارسال اطلاعات سازمانی (مثلاً اطلاعات مشتریان یا حسابهای بانکی) از طریق یک ایمیل شخصی است؟ تغییر چه چیزی در شبکه باعث کند شدن برنامههای وبی شرکت شده است؟ آیا شرکت برای برقراری کنفرانس اینترنتی و استریم ویدیو پهنای باند کافی در اختیار دارد؟ تأثیر انجام این کار روی شبکه چه خواهد بود؟ به لحاظ تجاری زمان مناسب پاسخدهی یک برنامه حیاتی در دفاتر مرکزی و شعبهها چه اندازه است؟ فایروالهای جدیدتر میتوانند به این سوالات و بسیاری نمونههای دیگر پاسخ دهند، چرا که آنها به «برنامه» حساس هستند. به عبارت دیگر، میفهمند که برنامهها چگونه با شبکه و اینترنت تعامل میکنند. این فایروالها میتوانند گزارشهایی تقریباً بیدرنگ را برای مدیران سیستم فراهم کنند و این کار را به صورت ارائهای گرافیکی از ترافیک شبکه انجام میدهند. این سری جدید از محصولات فایروال و بازدید بستهها (Packet) توسط نامهای بزرگی چون اینتل/مکآفی یا BlueCoat Networks و Palo Alto Networks عرضه میشوند. فایروالهای قدیمی دستگاههای به نسبت سادهای بودند. یک سری قواعد برای این فایروالها تعریف میشد که در این قواعد تعدادی از پورتها و پروتکلها و امکان عبور یا مسدود شدن دادههای آنها مشخص شده بود. اگر برنامهها درست کار کرده و از پورتهای پیشبینی شده استفاده میکردند (مثلاً انتقال فایل روی پورتهای 20 و 21 یا ایمیل روی پورتهای 25 و 110)، این سیستم جواب میداد. با ظهور برنامههای مبتنی بر وب، سیستم پورت و پروتکل دیگر کارایی ندارد؛ همه برنامههایشان را روی پورت 80 و 443 اجرا میکنند که دلیل اصلی آن همان فایروالهای مبتنیبر پورت و پروتکل است. اکنون تشخیص ترافیک برنامههای حیاتی و ترافیک فردی که از شبکههای p2p فایل دانلود میکند (و باید متوقف شود) دشوار شده است(شکل6).
شکل 6: فایروال سازمانی مکآفی نمونهای از نسل جدید ابزارهای حساس به کاربرد است. در این تصویر حبابهای رنگی حجم اتفاقات روی داده و واکنشهای فایروال را برای یک منبع خاص (فردی در سازمان) و یک مقصد خاص (کاربردی خاص) نشان میدهند. هرچه حباب بزرگتر باشد به معنای ترافیک بیشتر است. یکی دیگر از خصوصیات فایروالهای پیشرفته این است که میتوانند به تغییرات ایجاد شده در شبکه نگاه کرده و دلیل آن را بیابند یا با نمایش خط سیر زمانی تغییرات الگوی ترافیک شبکه به رفع مشکلات یا یافتن دستگاههای یا تنظیمات معیوب کمک کنند. در نهایت این امکان را برای مدیران سیستم فراهم میکنند که جنبههای مختلف یک برنامه را کنترل کنند. مثلاًهمه کاربران بتوانند پستهای Wall فیسبوکشان را ببینند، اما در ساعات کاری نتوانند چیزی در فیسبوک پست کنند.
از اینجا به کجا میرویم؟ این شش جریان، مراکز داده را بهگونهای تغییر میدهند که بتوانند با شبکههایی با سرعتهای بالاتر و پیشرفتهای بیشتر در زمینه مجازیسازی کار کنند. اما این تنها بخشی از داستان است. تحولات دیگر هم در راه است. رایامحک پردازش www.rayamahak.ir متن کامل 🔻 araycode.ir/news_view.php?number=13920414072303www.araycode.ir/
مراکز داده سازمانی در حال تجربه تغییری اساسی هستند. تغییری که مشابه آن از زمان جایگزین شدن مینفریمها با سرورهای اینتلی، دیده نشده بود. موضوع تنها پلتفرم سرور نیست. کل زیرساخت این مراکز داده از پایین تا بالا دستخوش تغییر خواهد شد چراکه کاربریهای مختلف این مراکز داده در حال مهاجرت به سمت ابرهای خصوصی و عمومی هستند، شبکهها سریعتر میشوند و مجازیسازی به چیزی طبیعی تبدیل شده است. همه این تحولات به این معنی است که مراکز داده آینده با نمونههای کنونی به شدت متفاوت خواهند بود. پردازندهها، سیستمها و فضای ذخیرهسازی بهتر با یکدیگر یکپارچه و بیش از پیش مجازی خواهند شد. همچنین بهتر میتوانند از شبکههای بهتر و پهنای باند اینترنت استفاده کنند. پیشرفتهای حاصل در شبکهها در قلب تمام این تغییرات قرار دارند. در این نوشتار به بررسی 6 جریانی خواهیم پرداخت که نیروی محرکه انقلاب نسلبعدی مراکز داده را تأمین میکنند و میبینیم که دستاندرکاران IT و حتی استفاده کنندگان نهایی برای کسب آمادگی لازم برای روبهرویی با این تغییرات به چه اقداماتی نیاز دارند. فراتر از شبکههای 10 گیگابیت بر ثانیه بهیقین میدانیم که اتصالات شبکهای روزبهروز سریعتر میشوند. این روزها دیدن اتصالات اترنت 10 گیگابیتی (GbE) در سرورهای بزرگ بسیار معمول است. اما حتی 10GbE هم به اندازه کافی برای مراکز داده به شدت مجازی شده یا برای کاربردهایی که نیازمند استریم صوت و تصویر در مقیاس وسیع هستند، مناسب نیست. با افزایش تعداد سرورهای مجازی به شبکههای سریعتری نیاز داریم تا بار اطلاعات مورد نیاز برای پردازشهای آنها را مدیریت کنند. راهاندازی یک سرور مجازی ممکن است باعث صرفهجویی در هزینه خرید سرورهای فیزیکی شود، اما میزان ترافیک اطلاعات را در شبکه شما کاهش نمیدهد. درواقع بسته به این که زیرساخت مجازیسازی شما چگونه کار میکند، تأثیر یک سرور مجازی روی شبکه شما ممکن است بیش از یک سرور فیزیکی باشد و با توجه به استفاده روزافزون از صوت و تصویر در سازمانها و موقعیتهای معمول تجاری، حجم فایلها هم روزانه بیشتر میشود. نتیجه این امر به وجود آمدن فایلهای چند گیگابایتی است که بهسادگی ممکن است ظرفیت شبکه شما را پر کنند، حتی اگر شبکه داخلی مرکز داده شما 10GbE باشد. بخشی از فرآیند کنار آمدن با این معضل در انتقال داده هوشمندی بیشتر در زمینه تشخیص گلوگاههای شبکه و برطرف کردن آنها است. درایورهای ناکامل کارتهای شبکه که خروجی دستگاهها را محدود میکنند نمونهای از این گلوگاهها هستند. مسیرهای نامناسب یا مشکلدار انتقال داده نیز ممکن است باعث بروز تأخیر در انتقال دادهها شوند. بهصورت معمول، هیچکس این درایورهای نامناسب و مسیرهای انتقال ناکارآمد را به دقت بررسی نکرده است، زیرا در شبکههای با ترافیک کمتر به طور معمول، مشکلی ایجاد نمیکنند. البته، توجه به این نکته مانع این امر نمیشود که پهنای باند بیشتر در برخی مواقع به سختافزارهای جدید احتیاج دارد. تولیدکنندگان این محصولات نیز بهخوبی آمادهاند و هماکنون هم تعداد زیادی روتر، سوئیچ و کارت شبکه موجود هستند که به با سرعتهای 40 و حتی صد گیگابیت کار میکنند. بسیاری از تولیدکنندگان این تجهیزات را میفروشند. بخش Force10 شرکت دل، ملانوکس (Mellanox)، اچپی، اکستریمنتورکز (Extreme Networks) و بروکید (Brocade) نمونههایی از این تولیدکنندگان هستند. داشتن امکان انتخاب بسیار خوب است، اما نرخ سازگاری با شبکههای 40 گیگابیتی هنوز پایین است. دو موضوع استفاده از چنین تجهیزات پر سرعتی را با مشکل مواجه میکند. نخست مسئله قیمت است، چراکه این تجهیزات چندان ارزان نیستند. هزینه هر پورت 40 گیگابیتی روی سوئیچ به صورت میانگین 2500 دلار است که بسیار بیش از پورتهای 10 گیگابیتی است. بسته به ماهیت کسبوکار شما ممکن است این هزینه اولیه چندان مهم نباشد، اما این تنها هزینه مورد نیاز نیست. بیشتر این تجهیزات به کابلها و سوکتهای اتصال جدیدی احتیاج دارند که پیادهسازی 40GbE را با مشکل مواجه میکند. به این ترتیب، یک مدیر IT باید در هنگام مطالعه برای فراتر رفتن از سرعت 10GbE هزینه کلی استفاده از چنین سیستمی را در نظر بگیرد. با سریع و سریعتر شدن اترنت برنامه کابلکشی برای این شبکههای سریعتر نیز به تدریج متحول شده است. کابلهای مسی قدیمی RJ45 در ردههای CAT5 و CAT6 و حتی اتصالات فیبرنوری معمول دیگر با سرعت 40GbE سازگار نیستند. اتصالات جدید باید از استاندارد QSFP (سرنام Quad Small Form-factor Pluggable) استفاده کنند. کابلهای دارای کانکتور QSFP را نمیتوان در محل برید یا به سوکت متصل کرد. به این معنی که دیگر پرسنل IT نمیتوانند کابلها را براساس نیاز به طول دلخواه بریده و سوکتهای SC یا LC را به آنها متصل کنند. مراکز داده باید سیستم کابلکشی و طولهای موردنیاز را به دقت تعیین کرده و آنها را سفارش دهند تا سوکتها در کارخانه به کابلها متصل شوند. این موضوع نیز مانع بزرگی بر سر راه مهاجرت مراکز داده معمولی بهشمار میرود. چراکه آنها تاکنون به استفاده از سیمهای مسی عادت کردهاند. معنای دیگر این است که تمام هزینههای انجام شده برای کابلهای نوری هدر رفته است. (شکل 1)
شکل 1: چیدمانهای مختلف کانکتورهای QSFP برای شبکههای 40GbE و سایر مشخصات آنها در عین حال، با افزایش درک مدیران IT از اتصالات QSFP ما استفاده بیشتری از شبکههای 40 و 100 گیگابیت برثانیه را شاهد خواهیم بود. حتی اگر این کاربردها در مسیرهای کوتاهی، مثلا میان دو رک مختلف در خود مرکز داده باشد. این سوئیچها را «سوئیچهای بالای رک» (Top Of Rack) مینامند. آنها یک سوئیچ مرکزی یا مجموعهای از سوئیچها را با یک اتصال پرسرعت به سرورهای داخل یک رک متصل میکنند که معمولاً اتصالات ضعیفتری را پشتیبانی میکند. یکی از تنظیمها یا چیدمانهای احتمالی میتواند این باشد که سرورهای داخل یک رک با اتصالات یک یا ده گیگابیتی با یک سوئیچ در داخل همان رک ارتباط برقرار کنند و آن سوئیچ با اتصالی 40 گیگابیتی به بخشهای دیگر مرکز داده یا سوئیچهای مرکزی متصل شود. با پیادهسازی چنین شبکههای پرسرعتی باید در زمینه مدیریت شبکه، فایروالها و سایر کاربردها منتظر ایجاد تغییراتی برای مدیریت بهتر این حجم عظیم انتقال داده نیز باشیم.
رک بهعنوان یک مرکز داده کوچک در روزهای خوش گذشته که سرورهای x86 تازه پا به درون مراکز داده گذاشته بودند، بهطور معمول، سیستمهای اطلاعاتی در ساختار سه لایه ساماندهی میشدند. کامپیوترهای دسکتاپ رابط کاربری یا نرمافزار ارائه را اجرا میکردند. لایه میانی شامل منطق درونی مرکز داده و کدهای در حال اجرا بود و در نهایت لایه داده درون سرورها و پایگاههای داده قرار داشت. این روزهای سادگی امور دیگر گذشته است! چیزی که هنوز از آن دوران باقی مانده است، همان کارکنان، همان ابزارهای مدیریت سرورها، فضای ذخیرهسازی روترها و دیگر اجزای شبکه و در نهایت همان رکهای مجزا از هم درون مرکز داده است. این سیستم زمانی که کاربردهای مراکز داده مستقل از هم و بدون وابستگی بودند بهخوبی کار میکرد. اما امروزه که کاربریهای مراکز داده دارای لایههای متعدد بوده و بهگونهای ساخته شدهاند که با یکدیگر در ارتباط باشند(مانند یک سرور وب که به سرور پایگاه داده یا یک سرور زمانبندی یا یک سیستم ابری متصل میشود)، دیگر جواب نمیدهد. تمام این اجزا اکنون روی ماشینهای مجازی اجرا میشوند. رکهای کنونی بیشتر و بیشتر همگرا و مجتمع شده و مدیریت فضای ذخیرهسازی، سرورها و عملیات شبکه را در کنار هم انجام میدهند. ظهور فناوری سرورهای تیغهای که تمام این اجزای اساسی یک کامپیوتر را بهصورت یک کارت درآورد و توانست بهسادگی آن را در شکافهای توسعه یک کیس (رک) جای دهد، نخستین نشانههای چنین اندیشهای بود. سرورهای تیغهای سالها است که در دسترس هستند، اما جهش اساسی زمانی اتفاق افتاد که آنها به همراه مدیریت صحیح و نرمافزارهای مجازیسازی به کار گرفته شدند تا نمونههای جدیدی از سرورها، فضاهای ذخیرهسازی و شبکهها را به وجود بیاورند. همچنین جای دادن تعداد زیادی سرور تیغهای در یک کیس واحد بزرگ، چگالی رکها را به شکل خیرهای کنندهای افزایش داد. این کاری چیزی فراتر از جای دادن مجموعهای از قطعات در یک رک است. تولیدکنندگانی که شروع به فروش این راهحلهای «مرکز داده در یک رک» کردهاند، سرویسهای آزمایش مهندسی و یکپارچگی سیستم را پیش آماده کردهاند. آنها همچنین طرحهای نمونهای را دراختیار دارند که میتواند به صاحبان مراکز داده کمک کند سیستمها را طوری انتخاب کنند که با کمترین دردسر در زمینه کابلکشی روبهرو شوند. این تولیدکنندگان حتی نرمافزارهایی برای خودکار کردن فرآیندهای مدیریتی تهیه کردهاند. چیدمانهای پیشنهادی آنها خروجی سیستم را بهتر کرده و باعث میشود مدیریت بخشهای مختلف سادهتر باشد. شرکتهای بسیاری هستند که چنین خدماتی را عرضه میکنند که بهعنوان نمونه میتوان از خدمات Active Infrastructure شرکت دل و PureSystems شرکت آیبیام نام برد. پیش از این، لازم بود که بخشهای مختلف دپارتمان IT اجزای مختلف سیستم را تنظیم کنند. یک گروه مسئولیت سرورها را بر عهده داشت، گروه دیگری زیرساخت شبکه را کنترل میکرد و گروه دیگر به مدیریت فضاهای ذخیرهسازی میپرداخت. این شیوه اداره مرکز داده به تلاش و هماهنگی زیادی نیاز داشت. اکنون تمام این کارها را میتوان با هماهنگی کامل و تنها از طریق یک منبع واحد به انجام رساند. (شکل2)
شکل 2: سیستم سرورهای تیغهای دل با نام PowerEdge بد نیست برای نمونه به Active Infrastructure دل نگاهی داشته باشیم. دل ادعا میکند که در این سیستم 755 مرحله از مراحل مورد نیاز برای راهاندازی یک سرور و اتصال آن به شبکه را از سر راه برداشته است. این محصول با سرورهای اینتلی PowerEdge در یک رک عرضه میشود، آرایه SANهای آن از محصولات بخش Compellent دل است و سرورهای تیغهای که برای جمعآوری ورودی و خروجی و اتصالات پرسرعت شبکه مورد استفاده قرار میگیرند از محصولات بخش Force10 دل هستند. کل این بسته به لحاظ مصرف انرژی بهرهوری بالایی دارد و راهاندازی آن بسیار ساده است. ما دموهایی از دل و آیبیام را دیدهایم که در آنها کل کلاستر شبکه ظرف کمتر از یک ساعت از حالت خاموش به حالت آماده به کار درآمدهاند و تمام کارهای مدیریتی آنها از طریق مدیر سیستمی انجام شده است که میتواند در آن سر دنیا باشد و فقط از طریق یک مرورگر وب به سیستم متصل شود.
فراتر از SANهای ساده با توسعه SANها (سرنام Storage Area Network) این سیستمها نیز پیچیدهتر شدهاند. امروزه SANها از ابزارهای مدیریت ذخیرهسازی قدرتمندتری بهرهمند هستند که این سیستمها را کارآمدتر و انعطافپذیرتر میکند. تاکنون مدیریت SANها براساس نظم و قوانین خاصی انجام میشد و نیازمند مهارتهای خاص و درک عمیق از تنظیمات SANها برای دستیابی به کارایی بهتر بود. اما این وضعیت دیگر ادامه نخواهد داشت، با پیشرفت ابزارهای مدیریت SAN حتی افرادی که آشنایی اندکی با IT داشته باشند میتوانند یکی از آنها را به راه بیاندازند. مرکز داده Active Infrastructure دل که پیشتر از آن سخن گفتیم نشان میدهد که SANها تا چه اندازه در سیستمهای دیگر ادغام شدهاند. علاوهبر چنین تلاشهایی، گروهی از ابزارهای مدیریت در حال توسعه و رشد نیز وجود دارند که مشاهده و مدیریت کل زیرساخت SAN را برای مدیران سیستم بهسادگی «آب خوردن» میکنند. این ابزارها حتی میتوانند مجموعه دیسکهای مجازی مرکز داده را بسیار کارآمدتر کنند (شکل3).
شکل 3: نرمافزار مدیریت فضای ذخیرهسازی SANSymphony که محصول Datacore Software است چیدن و تنظیم ظرفیت ذخیرهسازی، به گونهای که کارایی آن بسیار بالاتر رود، را برای مدیر سیستم به شدت ساده میکند. یکی از مشکلات ذخیرهسازی مجازی این است که شما ممکن است حجم زیادی از فضای خالی دراختیار داشته باشید که هیچگاه توسط هیچ یک از ماشینهای مجازی مورد استفاده قرار نمیگیرد. در یک سناریوی کاملاً معمول، ممکن است یک ترابایت فضای ذخیرهسازی را به مجموعهای از ماشینهای مجازی نسبت دهید و تنها صد گیگابایت آن واقعاً توسط سیستمعامل و برنامههای ماشین مجازی مورد استفاده قرار بگیرد. مسئله این است که باید فضای کافی در اختیار داشته باشید تا درایوهای مجازی شما در صورت نیاز بتوانند بزرگتر شوند، به همین دلیل همیشه باید فضای ذخیرهسازیای را کنار بگذارید که در غیر این صورت میتوانست توسط ماشینهای دیگر مورد استفاده قرار بگیرد. اینجا است که تخصیص داینامیک فضای اندک (Dynamic thin Provisioning) به کمک میآید. بیشتر آرایههای SAN نوعی از سیستم تخصیص فضای اندک را به صورت توکار دارند و به شما اجازه میدهند بدون تخصیص «واقعی» فضا آن را میان ماشینهای مجازی تقسیم کنید. یک درایو یک ترابایتی که با تخصیص فضای اندک تهیه شده باشد، حجم خود را به سیستم یک ترابایت «اعلام» میکند، اما در واقع تنها حجمی به اندازه دادههای خود اشغال میکند. به عبارت دیگر یک فضای ذخیرهسازی یک ترابایتی فیزیکی را میتوان بهصورت کلان به عنوان یک درایو یک ترابایتی به سیستم معرفی کرد یا آن را به کمک تخصیص فضای اندک به یک دوجین درایو کوچکتر تقسیم کرد که خود را یک ترابایتی معرفی میکنند. تخصیص فضای اندک میتواند نقش مهمی در پیشبینی هزینههای سازمانی برای تهیه فضای ذخیرهسازی داشته باشد. با تخصیص فضای اندک این امکان فراهم میشود که درایوهایتان را با حداکثر اندازه راهاندازی کنید، اما تنها در هنگام نیاز دیسکهای فیزیکی را خریداری کنید. یکی دیگر از کارهایی که SANهای امروزی میتوانند انجام دهند حذف دادههای تکراری (Deduplication) است. شیوههای مختلفی برای این کار وجود دارد، و هر تولیدکنندهای حقهها و رازهای مخصوص خود را در پیادهسازی آن دارد. اما هدف همه آنها کاهش یا حذف دادههای تکراری است که چندین بار ذخیره شدهاند. هنگامی که این فضاهای ذخیرهسازی با ماشینهای مجازی مورد استفاده قرار بگیرند، حذف دادههای تکراری به این معناست که فایلهای معمول سیستمعامل و برنامهها لازم نیست روی چندین درایو مجازی جداگانه کپی شوند بلکه میتوانند از یک محل واحد مشترک خوانده شوند. به این ترتیب میتوان از فضای زیادی که این دادهها اشغال میکردند برای کارهای بهتری استفاده کرد. به عنوان مثال صدها ماشین مجازی ویندوز را در نظر بگیرید. آنها بهطور معمول، همه در پوشه Windows، پوشه Program Files و بسیاری جاهای دیگر خود دادههای یکسانی دارند. Deduplication این اطمینان را فراهم میکند که این حجم عظیم از دادههای مشترک و عمومی تنها یک بار ذخیره شوند و به این ترتیب، حجم عظیمی از فضای ذخیرهسازی آزاد میشود. رایامحک پردازش . www.rayamahak.ir متن کامل 🔻 araycode.ir/news_view.php?number=13920414072140www.araycode.ir/